اصلآ مگر ما سر پيازيم يا ته پياز! كه بخواهيم كليه امور را تمشيت! كنيم. عزيز من، جان من! يك زماني قاطرو استر! امور" آورد و برد" يا همان حمل و نقل درون شهري وبين شهري مان را عهده دار بوده، و يك روزي هم ماشين دودي و اتوبوس دوطبقه!حالا هم كه در عصر فناوري يا همان تكنولوژي هستيم، هواپيما، قطار، مترو و مونوريل يا بعبارت ساده تر"من! و ريل!" زحمت اين امور بردوش مي كشند.
البته نمي دانم چرا وقتي صحبت از مترو و منوريل پيش مي آيد، اين ذهن سرگردان ما بي استر وكفتر! فيلش ياد هندوستان مي كند!؟ و ناخودآگاه همينطور الكي! الكي! يا دعواهاي "نعمتي- قدرتي " ملات آباد بالا و ملات آباد پائين مي افتد!؟ و ما را كه در همين امور ساده وروزمره خودمان "هاج و واج" مانده ايم ! هوائي مي كند تا به تمشيت و رتق وفتق امور به اين مهمي مبادرت فرمائيم. هرچند كه خود حضرتمان درمنظرفوق اشاره فرموديم كه "سر و ته هيچ پيازي " نيستيم و نمي خواهيم باشيم. حال شما مي فرمائيد: در هندسه ورياضيات "دو خط متقاطع همديگر را قطع مي كنند" من مي گويم در جامعه ما:
" دو خط متقاطع همديگر را: مي شكنند!،مي خشكانن! و مي سوزانند"
مي گوئيد نه"شب دراز است و تا آخر پائيز سال آينده وقت بسيار"!!؟


