شاید کمی تا قسمتی منصفانه نباشد! ولی متاسفانه باید اعتراف کرد که امروزه نه تنها زشتی "دروغ"در جامعه از بین رفته! بلکه در برخی مواردبا نگاهی مشکل گشا به آن، این پدیده زشت را زیبا جلوه می دهیم و با هزاران ترفند تلاش می کنیم تا در گفتار و کردارمان و حتی اگر دستمان برسد! با دستکاری در پندارمان هم که شده!کاربرد این عمل ناشایست را خوب نشان داده و به تبعات به ظاهر موفقیت آمیز آن هم بنازیم!! به عبارت دیگر ما در هر رده و در هر کسب وکاری که مشغول هستیم فرقی نمی کند! بدون هیچ دلیل و منطقی "دروغ "می گوئیم!اما اگراحتمالآ دروغ موثر و کارگشائی هم یافت نکنیم ممکن است از روی اجبار و یا اکراه!"راستگوئی"از دستمان دربرود!؟قدر مسلم ، فقط ممکن است "دوز" دروغمان کمی با هم توفیر داشته باشد!مثلآ کاسب سوگند دروغ یاد می کند تا جنسش را آب کند،جرائد و رسانه ها دروغ می گویند تا بازارشان داغ تر شود و فلان مدیر و یا مسئول دروغ می گوید تا اموراتش بگذرد و چند صباحی بیشتر بر اریکه قدرت بماند! و جالب تراینکه وقتی مدیر و یا مسئولی دروغ می گوید، چون امکان دارد پررونق و با رنگ و لعاب بیشتری باشد! وقتی به مرور گندکار در می آید و دروغگوئی اش برملا میشود نه تنها در مقام پوزش وعذر خواهی برنیامده بلکه با کمال... سعی می کند تا با دروغهای دیگر و یا احیانآ بزرگتری دروغ قبلی خود را پوشش داده و توجیه نماید! از این رو با تداوم این روند مسئول مربوطه وقتی بخودش می آید و در خلوت(اگرخلوتی داشته باشد!) کلاه خودش را قاضی می کند! حکمآ از دروغهای زنجیره ای که ابراز فرموده تا چند صباح بماند و یا از خجالت مافوق خود درآید! اگر خجالت زده و پشیمان نباشد، حتمآ باید خیلی خوش بحالش شده و کلی هم به ریش من و شما بخندد!!؟


