گفتمان شکافانه!؟
استقبالنامه ای در شروع سال تحصیلی
- میگویم: این موضوعشکافی که میگویند بین «جامعه» و «دانشگاه» است و هر روز هم بیشتر میشود چیست؟
- میگوید: یعنی اینکه نه دانشگاه حرف جامعه را میفهد و نه جامعه حرف دانشگاه را و کلاً از همین بابت است که نه جامعه میداند «چه میخواهد» و نه دانشگاه میداند «چه میخواند»
- میگویم: این شکاف نسلها را که میگویند یعنی چه؟
- میگوید: چون قرار است در یک حرکت خیلی ابتکاری همه نسلها را تا آخر خلقت، یکی پس از دیگری شمارهگذاری کرده و برای هر نسلی هم زبان خاص خودشان را اختراع کنند که هیچ بنی بشری حتی خود شان هم از آنها سردر نياورند! از این بابت و شايد از بابتهاي ديگر است که تاكنون سه نسل را شماره گذاری کرده اند که نسل سوم حرف می زند ولی خودش هم نمیداند چه می گوید! نسل دوم هم که انگار حرفی برای گفتن ندارد!؟ و نسل اول هم نه خودش حرفی میزند و نه گوشش به حرف دو نسل بعد از خود بدهکار است!؟
میگویم: این شکاف طبقاتی را که در رسانهها مطرح میکنند چیست؟
میگوید: تمام اینها زائیده توهمات یک مشت جریده چی طبقات ندیده مطبق الفكر است که در شکاف برزخي بین خواب و بیداریشان چيزهايي ديده اند و این توهمات را بشکل واقعیت بخورد جماعت طبقات ندیده میدهند تا از یکسو فروش جریدهشان بیشتر شود و از آن سوتر برای خیلیچیزهای دیگر که خودتان بهتر می دانید؟.
میگویم: با این شکاف عمیقی که بین «حرف» و «عمل» بعضیها بوجود آمده چه کنیم؟
میگوید: ورود به حریم خصوصی بعضیها ممنوع! مثل اینکه تو هم با این شکاف سازیهایت، راستی راستی قصد داری بین من و ديگران محترم شکاف اندازی کنی و یکباب بساط نيم بند «آق بابايي» ما را تخته نموده و آن وقت شکاف دهانت را باز کرده و به شکاف بوجود آمده بین من و ديگران محترم قاه قاه بخندی. شکافساز، شکافپراکن، شکافانداز.



